تبلیغات
نا گفته های من

تو با قلب ویرانه من چه کردی
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه من چه کردی
ننوشیدم از جام چشم تو مستم
خمار است می خانه من چه کردی
مگه لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه من چه کردی

تو با قلب ویرانه من چه کردی
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه من چه کردی
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه من چه کردی
جهان من از گریه ات خیسه باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی

ننوشیدم از جام چشم تو مستم
خمار است می خانه من چه کردی
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه من چه کردی
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه من چه کردی
جهان من از گریه ات خیسه باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی


تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1396 | 03:30 ب.ظ | نویسنده : بی نام و نشان | نظرات
بی‌وفایی پیش چشم این اهالی، خوب نیست
التماست می‌کنم! این بی‌خیالی خوب نیست

خنده‌های رفتنت در کوچه‌ها ویران‌گرند
گریه‌های ماندنم در این حوالی، خوب نیست

مادرم می‌گفت: "شاید یک غروبی آمدی"
انتظار سرنوشت احتمالی، خوب نیست

بی تو مشغول تمامِ خاطرات رفته‌ام
ای تمام هستی‌ام، خوداشتغالی خوب نیست

کوزه‌ای هستم که با دردِ ترک خوکرده‌ام
جابه‌جایی‌های این ظرف سفالی، خوب نیست

چون رمیدن‌های آهو نازهایت جالب است
دشت چشمم را نکن حالی به حالی، خوب نیست

بعدازاین حال من و این کوچه و این باغ گل
از نبودت مثل این گل‌های قالی، خوب نیست


تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1396 | 03:22 ب.ظ | نویسنده : بی نام و نشان | نظرات
امروز روزیه که اونو به خاطرم خواهم سپرد، روزی به شکلی تو رو از دست دادم که حتی باورم هم نمیشه. از امروز تا وقتی برگردی منتظرتم
هرچند که فکر نکنم بدون تو دلیلی برای زنده موندنم پیدا کنم. امیدوارم برگردی بدون تو نمیتونم
التماست میکنم برگرد

تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1396 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : بی نام و نشان | نظرات
تو را دوست دارم و تو این را میدانی و حرف از نماندن میزنی؟ 
چقدر معرفت و انصاف درون تو شعله میزند

امشب صحبت هایت از جنس رفتن بود؛ نه اینکه بگذاری و بروی نه ؛ ولی آن انتهای حرفهایت این ندا را به من می داد که تو نمی مانی ! 
فقط بدان اگر بروی کارم تمام است ! نرو خواهش میکنم...............


من این حرف ها رو نمیتونم بهت بزنم ! یه گورستان اینجا درست کردم بیام حرفای ناگفتمو بهت بزنم شاید یه روزی گذرت به اینجا بخوره 

امشب گفتی چه باشم چه نباشم باید بهترین باشم ! آخه من چطور بدون تو زندگی کنم ؟ از من انتظار داری بدون تو بهترین باشم ؟
خیلی بی رحمی اگه من رو بزاری بری ! بمان ؛ تو بمان فقط بمان  


تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396 | 01:55 ق.ظ | نویسنده : بی نام و نشان | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.